تبليغاتX
شبهای کابل - بوی عاشقانه شبنم و باد سرد نشسته بر پیکر دره


شبهای کابل

آزاد

من امروز به جایی در نزدیکی شهر پونه رفته بودم. جای قشنگی بود. دره یی عمیق با چند ابشار بلند محاصره شده بود. برای اولین لحظه فکر کردم تابلویی به بلندی و بزرگی یک دره است. بعد از یک شیب طبیعی دره به ناگاه عمیق شده بود. ابرهای اطراف زیر پای ما بودند و به راحتی می شد لمس اش کرد. ابرها رنگی به آسمان داده بودند که تصور می شد کسی این قسمت را برای مدت زمان طولانی و به دقت نقاشی کرده. این تصویر را فقط می شد تصور کرد که در دنیای خیال واقعیت دارد و بس. دنیای عجیبی است با جغرافیای ویژه . درخت، دره ، بوی عاشقانه شبنم و باد سرد نشسته بر پیکر دره، ترس از نزدیک شدن به این همه ، ابهام و تردید ابر برای باریدن و نباریدن، پرنده هایی که پایین تر از ما می پریدند و این اولین بار نبود که این صحنه را به لذت می دیدم و ارتفاع که حس پرواز را برای آدمی زنده می کند. برای چند ده دقیقه نشستیم و سیر و عمیق به تصویر که چگونه چیده شده بودند نگریستیم. خدای من این عظمت و ترس ناشی از چیست؟ شاید قسمتی از پیکر خدا است که بوی شبنم می دهد و صد بوی گل دیگر که آغشته است و پراکنده و درهم آمیخته.

بعد از آن روز دیگر به اورنگ آباد سرزمین اورنگ زیب آخرین باقی مانده ی دوران سلاطین مغول رفتیم. وقتی به شهر رسیدم باور نمی کردم که یکی از بزرگترین آثار باستانی جهان دراین شهر باشد. اما وقتی  از نزدیک دیدم باورم شد. اول به آجانتا (104 کیلومتر از شهر فاصله داشت و در اواخر قرن هفتم میلادی ساخته شده. ) رفتیم.خدای بزرگ بشر روزی تا این حد توانمند بوده و مصمم به خلق چنین یک آثار عظیمی. خیلی شبیه جغرافیای بت بامیان است. اما این پیکره ها و تصاویر روی سنگ هایی به مراتب مستحکم تر از بت بامیان حک شده. تصاویر بر روی برجستگی ها خوب نشسته بود. این طور به نظر می رسد که انسان ها سال ها پیش حال و حوصله ی بیشتری داشتند و یا اینکه باید این کار را انجام می دادند. با خودم فکر می کنم اگر حرفی از باید و فشار می بود آثار اینقدر زیبا و جاندار نمی بود. ستون ها همه زیبا استند و از آن زیباتر نقش های برآمده است که شکل انسان و یا موجودی خیالی را ترسیم می کنند. ستون ها آنقدر ظریف و دقیق تراشیده شده اند که باور انسانی بودن کار این آثار محال است. در دل کوه و در میان این سنگ های مستحکم تراشیدن این اشکال باید کاری سخت می نموده است. کوه دارای چند غار است که به شکل اتاق های بزرگ تراشیده شده و از دیگر قسمت هایش جدا مانده. اشکال بیشتر به انسان و رفتارهای او شباهت دارد. به شکل بودا و پیروان او بیشتر از همه توجه شده. در همه ی اتاق ها اشکال متفاوت در وضعیت متفاوت از بودا دیده می شود. برای هر ستون چهار نگهدارنده طراحی شده که انتهای هر ستونی را به بخش حجیم تر و بزرگ تر وصل می کند و تصویر انسان یا حیوانی خسته را دارد که باری بر دوش چشم به اطراف دوخته . سقف از جنس سنگ است و کدام شکلی ندارد، مگر در بعضی قسمت هایش گچ بری دیده می شود که رو به تخریب رفته.گچ بری ها بیشتر اشکال پرنده و موجودات عجیب با بدن هایی متفاوت است. در همه ی این اتاق ها ، اتاقک هایی جایی را به خود اختصاص داده اند. کار خیلی متفاوت است از تمام اثاری که تا به حال من دیده بودم. خیلی دلم می شد بیشتر می بودیم و تصاویر را بهتر در ذهن می سپردم. رابطه ی تصاویر جالب و قابل تمرکز است. تصاویر انسان ها معمولا با اشکال حیوانی در هم آمیخته و پرداخته شده است. این نشان می دهد مردم این سرزمین مثل همین زمان به حیوانات علاقه داشتند و زیاد خودشان را از آنها برتر احساس نمی کردند. رابطه انسان و حیوان وقتی بهتر فهمیده می شود که بدانید تصویر بعضی خدایان آمیخته شده از تصویر آدم و حیوان است. انسان ها با قدرت های مافوق بشری ترسیم شده اند. فکر می کنی یک تابلوی بزرگ است که با نظم عجیبی نقاشی شده و همه کار یک نفر است. با وجودی که همه می دانند، هزاران انسان و برای قرن ها وقت صرف آفرینش آن کرده اند. اشکال از دوران دین بودیزم است. کسانی که برای بازدید آمده اند از هر کشوری استند و از چهره شان مشخص است که مبهوت و متحیر از ساخت بشری همانند خود شده اند. بعد از آن به دیدن الورا رفتیم. منطقه یی بود با شباهتی فراوان به آجانتا، و نزدیک شهر. این پیکره ی عظیم و پیچیده از بالا به پایین و با چنان ظرافتی طراحی و تراشیده شده است که گویی کوه به همین شکل آفریده شده. کوه به راستی تراشیده شده مثل اینکه ما می خواهیم پیکره یی را روی سنگی بتراشیم. اشکال بیشتر شباهت به آجانتا دارد، اما اینجا نگهدارنده ها به وفور یافت می شوند. گاهی فکر می کنی اگر آنها که بیشتر شباهت به فیل دارند نمی بودند ساختمان می ریخت. قسمتی از اثر در میان آمده و خودش از جدا کرده. در دورادور آن فروافتگی ها به اشکال منظم افتاده اند. ستون ها باز هم افتخار دارند که می توانند کوه را بر دوش بکشند. همان تصویر ها فراوان دیده می شود. چند جایی طراحی شده بود که می توانستی از آنجا بیشتر این ساختمان زیبا را دقیق تماشا کنی. فیل هایی که تمام پیکر نبودند، انسان ها با ابزاری در دست که نشان از وضعیت آن دوران دارد، تاقچه ها ، بیرون افتاده گی ها ، درون افتاده گی ها، خدایان نشسته ،بیدار ، خواب، در حال آفرینش، مصمم، دقیق، برآشفته، غمگین، شاد،سرد و خاموش، درون گرا، چاق، لاغر، افتاده، زشت، زیبا و در حال عبادت ، دیوارهایی با تصویرهای فراوان و اتاقک هایی که برای دمی آسودن و استراحت بعد از قدم زدن ، جای مناسبی باید باشد. می توانی از پله هایی که خوب تراشیده شده برای بالا رفتن از این اثر تاریخی استفاده کنی. برای ورود سردر طراحی شده و باید از آن عبور کرد تا بتوان حیاطی را مشاهده کرد که به دو قسمت بزرگ و چند حیاط کوچک تراشیده شده. اولین موجوداتی که فراوان دیده می شوند فیل ها استند که نشان از رابطه خوب انسان و آن دارد. فیل ها به گونه یی ساخته شده که گویی معبد را بر دوش دارند و می خواهند به جایی دیگر انتقال اش بدهند. اینجا معبد است مثل اثر قبلی که برای عبادت ساخته شده. این اثر گویای ادیان بودایی، برهمایی و جاینیزم ( یا برهمابودا که از هر دو مذهب در هم آمیخته شده .)است و برمی گردد به قرن های نزدیک به همان اثر قبلی. اینجا پر است از تصویر های خدایان و ربع النوع ها که در حالت های متفاوت تراشیده شده اند. در رگ رگ این سنگ می توان اثر تلاش مفرط و کشنده را به وضح دید. عبادت و نیایش آغاز و سرانجام تمام حرکت های خلق شده است. عجیب دورانی بوده است که انسان تا به این حد برای محل عبادت و چگونگی انجام آن اهمیت می داده و حاضر بوده در این راه تمام عمرش را سر کند. عبادت در خون تمام این مجسمه ها می دوند و بیننده را متاثر می کنند. مجبور می شوی برای چند لحظه فکر کنی که به راستی انسان دیروز هم دغدغه های بزرگی داشته و برای رسیدن به آنها دست به هر کاری زده. شنیده بودم فرهاد برای رسیدن به شیرین کوه را تراشید و تراشید تا اینکه شنید شیرین مرده است. اما آن بیشتر به قصه می ماند. اما وقتی اینجا باشی خواهی دید بله امکان دارد برای رسیدن به آن باور، انسان دست به هر کاری می زند حتی اگر شده دل کوه را می شکافد و پیش می رود تا جایی که سرانجام به آنچه می خواهد برسد. اما روی دیگر سکه این است که نه اینها اجیر بودند و فقط کارگر. کاری را که خواسته شده انجام داده اند وگر نه ممکن بوده جان خویش را از دست می دادند. تمدن های بزرگ دقیقا همین طور یعنی روی خون ریخته و پیکره هزاران قربانی شکل گرفته و امروز نشان غرور ملی ملتی و سربلندی تعدادی شده. تمدن یعنی همان عقده های بیرون زده دیروز به شکل امروز. آنها برجسته شده اند به شکل خداوند، ماهی ، فیل، بودا، برهما و هزاران اشکال دیگر. آنها روی رگ رگ دیواره های اثر باقیمانده اند اگر کمی عمیق شویم و از لایه های تاریخ امروز به دیروز نقدی بزنیم و سوار بر خیال، تصور دیروز شویم وقتی برای یک لقمه نان باید سنگ را تراشید و تراشید و تراشید تا اینکه حتی به اندازه ی یک پای بودا هم نتوانی برای خود زندگی کنی، متاثر کننده است. آثار باقیمانده از انسان های پشت صحنه به مراتب شگفتی سازتر است و غم انگیز. جهان از او خاطره یی حتی به اندازه ی یک تکه کچ سفید روی سقف هم ندارد. نباید زیاد سه بعدی دید وگر نه این تمدن ها با تمام عظمت شان به راحتی فرو می ریزند و ارزش خود را از دست می دهند. بگذاریم درد تاریخی این انسان ها آبروی ملتی شود برای امروز و فردا. وگر نه چرا باید کفش های گاندی چندصد هزار دالر سال ها بعد از مرگ او به حراج گذاشته شود. همین درد است که تمدن دیروز را امروز برجسته می کند و نشان غرور ملتی می شود. بگذریم که اگر پیش برویم نه از اهرام مصر و دیوار چین چیزی می ماند و نه از تاج محل.

بعد از آن به پنچکی رفتیم. ساختمان آن بیشتر به این خاطر محلی شده برای بازدید دیگران که آب از فرسنگ ها فاصله در آن دوران به شکل فنی به درون حیاط آن آورده شده و در آن از اختلاف ارتفاع دو نقطه برای طراحی آبشاری کوچک استفاده شده. حوضی بزرگ دارد پر از ماهی های شاد که مسافران هر لحظه برای شان دانه های مخصوصی را روی آب می پاشند.

بعد به بی بی مقبره رفتیم. این اثر به تاثیر از تاج محل و به منظوری مشابه آن ساخته شده. اورنگ زیب این محل را دستور داد، بسازند تا محلی شود برای به خاک سپاری همسرش. نام همسرش رابعه درانی بوده. زیبا است و دارای چند حیاط بزرگ و آبراه های خرد برای جریان آب ساختمان است. ساختمان آن در 1679 و از جنس مرمر و پلاستر ساخته شده. محل مقبره در قمست پایین طراحی شده و هنگام بازدید مجبوری به طرف پایین سرت را خم کنی. شبکه های آن از جنس سنگ است و سرد که نشان از خواص سنگ کار شده در آن دارد. رنگ قابل سفید است.

این بود نتیجه یک روز سفر من و دوستان ام به اورنگ آباد.

 

24/ 09/2009 شهر پونه

نوشته شده در 2009/9/25ساعت 1 بعد از ظهر توسط نادر| |


Design By : Night Skin